تاریخ ارسال : ۲۶ دي ۱۳۹۶
مختصری در باب اتفاقات اخیر بازار فولاد
مختصری در باب اتفاقات اخیر بازار فولاد

بطور حتم پیرامون گزارشات اخیری که در خصوص جلسات صبح و عصر حوزه های نورد و شمش توسط انجمن تولیدکنندگان فولاد کشور منتشر گردید، سوالاتی در ذهن نقش می بندد که هنوز بدون پاسخ باقی مانده است، چراکه جنس آخرین جلساتی که در انجمن تحت عنوان جلسات هم اندیشی برگزار گردید متفاوت بوده است

بر خلاف ماهیت جلسات قبلی که کلیات آن معمولا به منظور بررسی راهکارهای ممکن برای افزایش سطوح قیمتهای بازار برای نزدیک شدن به سطوح نرخهای جهانی شکل می گرفت؛ کلماتی که در نتایج این جلسات استفاده شده در هر دو حوزه عمدتا پیرامون دعوت به "حفظ ثبات"؛ و پرهیز از " نوسان سازی " بوده است؛ مسئله ای که حتی به روشنی پیشنهادش با مخالفت حوزه شمش مواجه گردیده چراکه شمش القایی به واسطه رسیدن به نقطه کمینه سود به سبب افزایش 60 درصدی نرخ قراضه آهن نسبت به ابتدای سال، تاب مقاومت در برابر موج سازی را نداشته و آنرا مخالف ماهیت بازار میداند؛ 
 
اما صرفنظر از بحث های گوناگون، یک مسئله مهم در خلال این جلسات آخر حائز اهمیت بنظر میرسد؛ چرا در شرایط کنونی، لایه های مختلف زنجیره تامین دعوت به آرامش و حفظ ثبات و پرهیز از بازارسازی میشوند ؟ در حالیکه غالب دستور جلسات همین مذاکرات در گذشته نه چندان دور، ارتقاء سطوح قیمتها بوده است ؟
 
آیا دکترین تشکیل اینگونه جلسات تغییر کرده است ؟ و یا اینکه مسائلی پشت پرده قرار دارد که ما از آن بی خبریم ! بطور مثال یک گمانه می تواند ارتباط توجه ویژه و اخیر دولت به صدای ملت در خصوص گرانی های اخیر باشد ! به هر حال آنچه که در لابلای گفت و شنود های این جلسات، پررنگ تر دیده میشود، دعوت به آرامش بازار به خصوص در وضعیت نقطه سربه سر شمش القایی بوده است.
 
با توجه به تحت فشار بودن فولادسازان حوزه خصوصی در وضعیت کنونی، بنظر میرسد که دو راه بیشتر برای این حوزه نمی توان متصور گردید : فشار به حوزه قراضه آهن و کاهش شاخص این حوزه و یا افزایش مجدد قیمت های شمش القایی !
 
از طرفی با توجه به ماهیت تفاوت قیمت قابل توجهی که بین دو حوزه فولادسازان A و B وجود دارد و از آنجاییکه تمایل طبیعی بازار داخلی به دلیل جذابیت ویژه ای که در حوزه B و تولیدکنندگان شمش القایی دیده میشود؛ کاهش فشار از روی قراضه آهن بنظر بعید میرسد چراکه تمرکز تقاضای داخلی بر روی این بازار بصورت گزیزناپذیری بالاست بطوریکه محدویت منابع این کالا و تقاضای رقابتی موجود و حاکم بر حوزه تولیدکنندگان شمش بخش خصوصی، سبب افزایش بیش از 60 درصد این کالا طی 10 ماهه اخیر گردیده است !
 
اما چرا تمرکز و فشار بر روی زنجیره تامین B در بازار داخلی بالاست و چرا فولادسازان بزرگ ما یا حوزه A با وجود ظرفیت های بسیار بالاتر از حوزه B از این مسئله مبری هستند ؟
 
پاسخ به این سوال روشن است؛ "جذابیت قیمت در حوزه B برای بازار داخلی و اختلاف قابل توجه آن با شاخص نرخ حوزه A به دلیل نزدیکی قیمتهای آن به نرخ جهانی".
 
یکی از سناریوی های ضعیفی که می شود برای تخلیه فشار بازار داخلی و حرکت هیجانی دولت برای کسب رضایت مصرف‌کننده نهایی در وضعیت کنونی متصور شد که البته تاکید میشود احتمال آن به دلیل غیرمنطقی بودن آن در همه جوانب بازار، خیلی بعید بنظر رسیده بطوریکه می توان از ان به عنوان کابوس بخش خصوصی یاد کرد؛ سونامی تزریق شمش تامین‌کنندگان شبه دولتی در بازار داخلی خواهد بود !؛ این سناریوی با وجود اینکه بر خلاف سیاستگذاری های بخش تازه خصوصی شده و منافع آن است؛ با توجه به سیاست گذاری های دستوری دولت غیر ممکن نبوده و می تواند با احتمال تزریق شمش ارزان قیمت دولتی با نرخ بسیار پایین (فراتر از بحث 89 درصدی نرخ میلگرد) در بخش وسیعی از سطح بازار داخلی به جهت پایین کشاندن سطوح قیمتهای افزایش یافته 50 الی 60 درصدی نسبت به ابتدای سال، تحقق پیدا کند که اگر اجرایی شود، نتیجه آن بروز یک سونامی و آچمز شدن بخش خصوصی و چالش بخش وسیعی از زنجیره تامین فولاد تامین‌کنندگان این حوزه باشد.
 

جهت اطلاع از آخرین اخبار و تخفیفات در خبرنامه ما عضو شوید.

جهت اطلاع از آخرین اخبار و تخفیفات در خبرنامه ما عضو شوید.